تبلیغات
کابین آرتمیس - مطالب داستان های سارا وایلد

درود بر شما دورگه های عزیز
به مناسبت یه ساله شدن حضورمون تو کمپ تصمیم گرفتیم عکس شخصیت ها رو بذاریم تا بلکه تصور بهتری از داستان داشته باشید
حالا شما فرض کنید این عکس ها قبل از رفتنمون به کمپ گرفته شدن...همه یکم زیادی وضعشون خوبه :////



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان های سارا وایلد، 

تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | 12:30 ب.ظ | نویسنده : Sara Wilde | دیدگاه ها
طبق معمول دو پارت شد!!!
ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان های سارا وایلد، 

تاریخ : شنبه 2 اردیبهشت 1396 | 12:10 ق.ظ | نویسنده : Sara Wilde | شکارچی
به نام ایزد یکتا
درودی به دلپذیری ارمغان فصل بهار بر شما دورگه های عزیز 


و باز هم پوسایدون جون چند نفر بی گناه رو گرفت...و این بار نه با زلزله بلکه با "سیل"!!!!!
نمیدونم چه حکمتیه که هر دفعه که داستان میذارم باید یه "تسلیت" بگم...ولی خب با اینکه یه عده آدم که میخوان بین نژاد ها اختلاف بندازن،نژاد ما رو ایرانی نمیدونن ولی خب من به عنوان یه ایرانی و آذری وظیفمه که اینکار رو بکنم!!!
و اینبار هم تسلیت میگم به تمام اون خانواده هایی که عزیزانشون رو تو اون سیل فوق العاده بی رحم از دست دادن!!!
سیل به قدری بی رحم بود که (ادامه مطلب)

ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان های سارا وایلد، 

تاریخ : جمعه 18 فروردین 1396 | 06:39 ب.ظ | نویسنده : Sara Wilde | شکارچی
تاریخ : پنجشنبه 18 آذر 1395 | 12:19 ق.ظ | نویسنده : Sara Wilde | شکارچی
به نام ایزد یکتا
درودی به غم انگیزی هوهو ی قطار بهشتی که نتوانست مسافرانش را به مشهد برساند
اول از همه جا داره که یه صلوات برای شادی روح هموطنانمون که در حادثه قطار تبریز-مشهد جان باختند بفرستیم...روحشان شاد
اینم از قسمت جدید بعد از ماه ها...یادتونه بهتون گفته بودم که این قسمت بهتره...کلا فراموشش کنید...اونی که میخواستم نشد...
و در آخر یه دو کلوم اتمام حجت با پسرا دارم که همچینم چیز مهمی نیست خواه بخوانند خواه نخوانند



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان های سارا وایلد، 

تاریخ : چهارشنبه 17 آذر 1395 | 11:28 ب.ظ | نویسنده : Sara Wilde | شکارچی
درود دوستان

من تو قسمت قبل کلی بلغور کردم که کتابی که از روی اون فن فیک مینویسم رو پیدا کردم...و گفتم که آخر داستان میزارمش و خیلی شیک و مجلسی یادم رفت...و یکی هم پیدا نشد که بگه ای بشر پس کو اون کتابه( البته چرا یکی گفت...وگرنه من خودم نمیفهمیدم)
از اونجایی که داستان نیست و فقط به داستان مربوطه شمارشو 4.5 زدم
خب دیگه برید ادامه مطلب
لطفا هر کس هم که خونده نظرشو در موردش بگه...یا هم اگه تصمیم گرفتید بخونید بهم بگید ذوق مرگ بشم

ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان های سارا وایلد، 

تاریخ : یکشنبه 18 مهر 1395 | 06:07 ب.ظ | نویسنده : Sara Wilde | نظرات
این میهن بلاگ چرا اینجوریه؟؟؟؟؟؟ من داستان اولم از اینم بلند تر بود
لطفا نظراتتون رو تو این پست بفرستید.....ادامه ی داستان:

ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان های سارا وایلد، 

تاریخ : شنبه 3 مهر 1395 | 04:58 ب.ظ | نویسنده : Sara Wilde | شکارچی

درودی به دل انگیزی صدای خش خش برگ های پاییزی زیر قدم های شما دورگه های عزیز

قبل از هر چیزی جا داره فرا رسیدن این ایام بسی دل انگیز رو بهتون تبریک  یا تسلیت عرض کنم....خسته هم نباشید....روز اول!

اینم از قسمت جدید...خب در حقیقت پارت اول...داستان از این قراره که من این قسمت رو نوشتم تو A4 شد 18 صفحه...از اونجایی که طبق قرار نصف تایپ با من و نصف دیگه با اسکایلره من 9 صفحه اول رو تایپ کردم(البته تو ورد شد 11 صفحه) ولی اسکایلر جان به دلیل کمبود وقت نتونست 9 صفحه آخر رو تایپ کنه برای همین(و اینکه دلم به حال چشمایی که قراره مدتی زل بزنن به نمایشگر) قرار بر این شد که همون 9 صفحه ی اول رو بزاریم...

خب امیدوارم خوشتون بیاد...منتظر پارت دوم باشید خیلی بهتر از پارت اوله...راستی یادتونه بهتون گفته بودم که این داستان فن فیکشن یه کتاب دیگه هم هس؟ خب اسمشو پیدا کردم...آخر داستان در موردش توضیح دادم اونم بخونید...با سپاس

ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان های سارا وایلد، 

تاریخ : جمعه 2 مهر 1395 | 08:15 ب.ظ | نویسنده : Sara Wilde | شکارچی
درودی به زیبایی ماه شب چهاردهم بر دورگه های عزیز 
اینم قسمت دوم خدمت شما....متاسفانه یا خوشبختانه از قسمت اول کوتاه تره...نظر و نمره از ده فراموش نشه...ممنون
راستییی لوگوی داستان به لطف اسکایلر نایت ساخته شد
اینم کاور داستان ما:

ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان های سارا وایلد، 

تاریخ : جمعه 29 مرداد 1395 | 11:34 ق.ظ | نویسنده : Sara Wilde | شکارچی
به نام ایزد یکتا
درودی به گرمی امروز بر شما دورگه های عزیز
اینم قسمت اول داستان من...امیدوارم که باب میلتون باشه و بپسندید...
فقط یه نکته بگم که داستان من علاوه بر اینکه فن فیکشن پرسی جکسونه فن فیکشن یه کتاب دیگه هم هست...پس اگه خوندید و براتون آشنا اومد...بعله یه کتاب دیگه با این ماجرا خوندید...
منتظر نظرات پر نشاطتون هستم...


 "به عنوان خوش آمد گویی چاقویی کنار گوشم میگیرم"


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان های سارا وایلد، 

تاریخ : جمعه 22 مرداد 1395 | 01:05 ب.ظ | نویسنده : Sara Wilde | شکارچی
.: Weblog Themes By BlackSkin :.