تبلیغات
کابین آرتمیس - مطالب سادی کین
با سلام به علت دیوونه شدن میهن بلاگ و اینکه هر چی متنو کوچیک کردم گفت متن بالای شصت کیلوبایت با عرض پوزش بیزحمت داستان رو دانلود کنین
حجم: 307 kb
لینک: دانلود


تاریخ : شنبه 31 تیر 1396 | 07:21 ب.ظ | نویسنده : سادی کین | نظرات
خب اینم این قسمت که کمپ یکم از خواب بیدار شه
ببخشین دیر شد

ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 13 فروردین 1396 | 06:16 ب.ظ | نویسنده : سادی کین | نظرات
تاریخ : یکشنبه 24 بهمن 1395 | 10:37 ب.ظ | نویسنده : سادی کین | نظرات
چه خوش گفت مازویی پاکزاد                                                                       که نامش تا ابد به نیکی بماند
 بیازار هیولی که پنجول کش است                                                                    که زخم پنجولان او نا خش است (خش:خوش)

اول چند نکته :

1.من از آدریا سیفون عذر نخواستم یکی دیگه با نام من این کار رو کرده خدا ازش نگذره

2.با عرض پوزش از افراد محترم کابین زئوس(تاکید میکنم فقط افراد محترم نه غیر محترما) من دیگه به هیچ عنوان به کابین زئوس برنمیگردم راستیتش الان پشیمونم که چرا تست رو طوری پر نکردم که بچه آتنا بشم ولی خب کار از کار گذشته و پشیمونی سودی نداره. بازم عذر میخوام ولی من تا ابد شکارچی آرتمیسم و یک زئوس زاده که از والدش نا راضیه تا ابد

3.من اصلا اعتقادی به اینکه من اصلا نیاز هستش عذر خواهی کنم ندارم چون اشتباه نکردم کاملا محترمانه قوانین کمپ رو گوشزد کردم (تا جایی که یادمه کسی حق نداره تو کمپ خدا باشه)

4.از مسئولینش تشکر میکنم که پیگیری کردن

5. تو این کمپ گویا رسمه داستاناشونو تقدیم کنن منم اگه بقیه ناراحت نشن میخوام این قصه و هر قصه ای که تو کمپ نوشتم رو به یه نفر تقدیم کنم یه نفر که واقعا کمکم کرد یه نفر که واقعا دستمو گرفت و راهنماییم کرد یه نفر که عین اونایی که قدیما با طناب ظرفای شکسته رو تعمیر میکردن ترمیمم کرد (این کمپ واقعا برام مهمه اونقدر که اگه روزی ببینم توش نیستم افسرده شم) و اون شخص کسی نیست جز خانم ... سارا وایلد

خب شد هفت صفحه استاندارد میشه چهارده من الان بیست و هشت امتیاز دارم

ادامه داستان
تاریخ : یکشنبه 24 بهمن 1395 | 10:36 ب.ظ | نویسنده : سادی کین | نظرت چی بود؟یک تا ده نمره بده لطفا.
خب اینم قسمت سوم داستانمون قبل از خواندن حتما بخوانید:
یتیم خانه
نبردی در اعماق
راستی این داستان پنج صفحه استاندارده که با داستان قبلیم میشه چهارده امتیاز مسئول بانک امتیازامو بده
مهم حتمااااااااااااا بخوانید:
با سلام در این آپدیت پست باید بگم که به علت نقص در ورد بنده همه آریانا ها که تایپ کرده بودم آرسین شده بود و در قسمت بعدی(که منتشر نکردم) همه آرسین ها آریانا گفتم تو این قسمت اگه آریانایی خوندین که درست خوندین آریانا بوده ولی اگه آرسین خوندین بدونین که آریانا بوده شده آرسین من در این داستان حتی یک بار هم نام آقای پورتمن رو ننوشتم با تشکر از خوندتون


ادامه این راه پر خطر است رفیق نیمه راهی یا میایی تا ادامه دهیم؟
تاریخ : شنبه 9 بهمن 1395 | 02:23 ب.ظ | نویسنده : سادی کین | نظرات
خب سلام
بابت تقلیداتی که پیش خواهند آمد از همه کمپ عذر میخوایم(از همتون حداقل یه پاراگراف تقلید میشه) همچنین از دخت هخامنش و سارا وایلد عذر خواهی مخصوووووووووص میکنیم چون کلا داستان ما از بیخ و بن داره از اینا تقلید میکنه(نگران نشین به علت ترکیب دو سبک و دو ایده ایده مان تکراری نیست و با داستان دو همکابینی ام متفاوت میباشد)
در صورتی که حرفی با قوانین(ما هنوز کم آشناییم) چه کمپ چه کابین مقدسمان تطابق نداشت در نظرات تذکر دهید قول میدم کار به اخطار نکشه
اوه الان بابام (زیوس_ببخشین کیبردم همزه نداره نمیدونم کجاشه کسی میدونه؟از این بزرگاس نه از اونا که دیلیت بالای بک اسپیسه_)میاد بخاطر بلند خندیدن با کمربند میفته به جونم خخخخخ
از این به بعد هم نام من سادی لایون (lion)هست به دستور مستقیم به احتمال زیاد مازو

ادامه این راه پر خطر است رفیق نیمه راهی یا میایی تا ادامه دهیم؟
تاریخ : دوشنبه 27 دی 1395 | 12:12 ب.ظ | نویسنده : سادی کین | بازتاب های خوانندگان
خب جهت اینکه بارگیری صفحه بلاگ طولانی نشه برید ادامه
اما قبلش یک سری چیزا:
ماندانا که در کابین هادس داستاناش پرید
منم یه خدایی وقتی بهش گفتم وقتی خدا سریر داری و تو کابین زئوسی به اندازه حضور هفاستوس تو کابین زئوس مسخرس پس خدا نباش که به ماند چی شد اما منم داستان ندارم
میمونه آریانا که داستانی نداره
پس ما کلا از صفر شروع میکنیم و ایندفه قول میدیم نریم لانگ آیلند
خب و اما:


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 22 دی 1395 | 07:16 ب.ظ | نویسنده : سادی کین | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.