تبلیغات
کابین آرتمیس - شامگاهی به نام یلدا
  

شامگاه یلدا تنها یک دقیقه از دیگر شب های سال بلند تر است اما همین دقیقه غنیمتی شد تا در دوران کهن خانواده ها را دور هم گرد آورد امروز این سنت زیاد مودر استقبال قرار نمیگیرد . هندوانه معروف شب یلدا با ان تزیین زیبا اجیل و خوراکی هایی که در این شب به فروانی از یخدان ها بیرون می امدند تا روی کرسی قرار بگیرند در تار و پود دنیای بی حوصله و پرسرعت امروز دنیای به ظاهر مدرن این روز ها گم شده اند افسوس دارد که دیگر هیچ کس معنی شب یلدا را نمی فهمد فقط کلیشه ای از این شامگاه زیبا مانده و بس شب یلدا برای ارج نهادن است ارج نهادن به باور هایی که در تمام طول سال فراموش می شوند این شب را پاس میداریم تا صبح به همین علت نه چیزی دیگر . این شب یادآوری کننده فال حافظی است که مدت هاست کسی با خواندنش ارامش نیافته. یادآورنده ی دستانی است که مدت هاست نوازش نکرده این شامگاه تنها یادآورنده است و بس

در سال های کهن و دورترین دوران ها با دانش ان روز چطور توانستند بلندای این شب را دریباند این نیز از معما هایی درباره دانش فراخ ایرانیان باستان است . در افسانه های اروپایی نیز از چنین شبی به عنوان شبی یاد می شود که مرز میان دنیای زندگام مردگان باریک می شود برای همین هم در این چنین شبی اجرای مراسمات توسط جادوگر ها در این قاره رایج است

اما شب یلدا ایرانیان چیزدیگری است این شب در سال های کهن بسیار مورد احترام بوده به گونه ای که ممکن بود حتی برای دور هم بودن به خانه هایی بروند که کسی را از ان نمی شناسند این شامگاه ها را با انان به سحر برند .

بیایید شب یلدامان را شده با گوشه یادی از دیگران پاس داریم بیایید بیاد اوریم فراموش شدگان را تا فراموش نشویم

چه اندیشه‌ی پاکیست در یک تمدن و فرهنگ ، و آداب و رسومی که از آن تفکر متاثر گشته است ، اینکه تمام تاریکی شب را به امید حضور روزی روشن و تولد نور جشن بگیریم و تاریکی طولانی شب را اهمیتی نداده و آنرا به زیبایی هر چه تمام تر بگذرانیم همین اندیشه را در تمامی وجودمان درک کنیم که خود دنیایی از دانش و اندیشه را در دل خود برای تمامی انسانیت به ارمغان می آورد. با کجارو همراه باشید تا به شناخت بیشتر  شب یلدا  یا همان شب چله بپردازیم.

یلدا یا شب چله

یلدا یکی از کهن‌ترین جشن‌های ایرانی است. در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در نیم‌کره شمالی، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته می‌شود.

جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می‌شود. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش

گاه شماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است.

یلدا به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب در اول ماه دی ) نخستین روز زمستان گفته می‌شود

شب‌چله، شب‌یلدا،‌ میلاد مهر، خورشید شکست‌ناپذیر، یا هر آن‌چه آن را بنامید، آخرین شب پاییز و دیرپا‌ترین شب سال است. ساکنان فلات ایران، از چندین هزار سال پیش این شب را گرامی داشته‌اند. درحالی‌که در هیچ دوره‌ای از تاریخ کشورمان، هیچ حکومتی اصراری به گرامی داشت این شب نداشته است، اما همچنان ایرانیان این شب را پاس می‌دارند و در زنده نگه‌داشتن این آیین می‌کوشند. تداوم دیرگاه این جشن، سخن از کهنسالی و قدمت آن دارد. یلدا-1 مردم دوران کهن با طبیعت و تضادهای آن خو داشتند و از آن‌جا که به دامداری یا کشاورزی مشغول بودند گردونه‌ی زندگی خود را بر چرخه‌ی طبیعت استوار ساختند. چرا که تغییر فصول و بلندی یا کوتاهی شب و روز تأثیری مستقیم بر زندگی آن‌ها داشته است. گرما، نور و بلندی روزها نشانه‌هایی نیک و پسندیده بودند و در مقابل سرما، زمستان و تاریکی شب پدیده‌هایی نه چندان مطلوب.

در زمانهای بسیار قدیم (حتی پیش از زرتشت) آیین مهر در میان ساکنان فلات ایران رواج داشته است. مهر و ناهید (میترا و آناهیتا) به‌عنوان دو ایزد نیایش می‌شده‌اند. «مهر»، ایزد فروغ، نگهبان پیمان و پشتیبان پرتو پگاهی است و «ناهید»، ایزد پاکی، زایش و برکت، فرشته‌ی آب‌ها و باران. پیروان آیین مهر آخرین شب پاییز را مصادف با تولد خورشید می‌‌دانسته‌اند، همان‌گاه که از دل سیاهی شبی درازآهنگ و سرد، ایزدمهر در یک غار گود و کم‌ارتفاع از میان کوه‌های البرز ظهور می‌کند و خورشید گرم و نورافزا را به ارمغان می‌آورد. برخی به اشتباه مهر را همان خورشید گرفتند و شب چله را در واقع شب میلاد خورشید می‌دانند. در کتاب «از اسطوره تا تاریخ» به نقل از دکتر مهرداد بهار می‌خوانیم: «شب یلدا، تولد مهر یا میترا نیست، بلکه تولد خورشید است. مهر با خورشید تفاوت‌هایی دارد». از نظر تقویم مردم ایران باستان، چله، شب تولد خورشید است و حال آن‌که بر اساس اسطوره‌ها خورشید و مهر ارتباط نزدیکی دارند ولی یکی نیستند.

پس از گرویدن ایرانیان به آیین زرتشت، آداب و رسوم آیین مهر نه‌تنها فراموش نشد بلکه جزوی از آیین و مراسم زرتشتی به‌حساب می‌آمد. بنا بر روایت ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه، زرتشتیان روز اول دی را خور‌روز (روز خورشید) می‌نامند و جشن این روز را نودروز می‌نامند.چرا که از شب یلدا تا نوروز ۹۰ روز در پیش است . هم‌چنین در کتاب قانون مسعودی آمده‌است که اولین روز از دی‌ماه را خرم‌روز یا خره‌روز می‌نامند. این روز را منتسب به اهورامزدا می‌دانستند. حتی هنگامی که ساسانیان دین زرتشت را دین رسمی کشور کردند اهمیت آیین مهر در زندگی مردم و در نهادهای حکومتی آشکار بود. این اهمیت در نقوش بازمانده‌ی عهد ساسانی به‌روشنی نمایان است. در نقش رستم، ناهید تاج پادشاهی را به شاه اعطا می‌کند و در طاق بستان میترا شاهد اعطای فرایزدی از طرف اهورامزدا به اردشیر اول است. بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربانها و نگهبانان کاخ شاهی و همه‌ی برده‌ها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و بسان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند.

این شامگاه زیبا گرچه دیر شادباش به شما هم میهنان

باتاخیر*





تاریخ : چهارشنبه 2 دی 1394 | 12:52 ق.ظ | شکارچی : دختر هخامنش | شکارچی
.: Weblog Themes By BlackSkin :.